بانوی شرقی
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1384
اما بعد...
بعدش مادرم تماس تلفنی رو قطع کرد و زد زیر گریه اونم چه گریه ای !بعد از اینکه جان همگی به لب نزدیک شد وکم کم داشتیم از ترس قالب تهی میکردیم مامانم هق هق کنان گفت :خاله تون بود میگفت مهرداد تصادف کرده..الان دوروزه که تو کماست.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 75427


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها