X
تبلیغات
رایتل
بانوی شرقی
  
 
 
آرشیو
 
جمعه 1 مهر‌ماه سال 1384
اول مهر

اول مهر آمده و من بدجوری یاد روزایی افتادم که خودم بچه مدرسه ای بودم.اون وقتها انقدر تابستون کسالت باری می گذروندیم که برای رفتن به مدرسه روز شماری می کردیم و ردخور نداشت که شبی که قرار بود فرداش بریم مدرسه تا صبح ده بار از جا می پریدیم تا وقت رفتن برسه...اما مثل همه چیزای دیگه این شور و هیجانم عوض شده و پسرم که امسال قراره بره کلاس اول هیچ شور و اشتیاقی به مدرسه رفتن نداره و به هرکی می رسه میگه:یه خبر بد!قراره امسال برم مدرسه!

خوب حقم داره کی این همه لی لی به لا لای ما می ذاشتن؟کی این همه برنامه و سرگرمی دور و برمون بود که دل کندن از خونه سخت باشه؟پلی استیشن..بازیهای کامپیوتری ..سی دی های کارتون و ....؟صبح روزی که قرار بود برای جشن کلاس اولی ها به مدرسه بریم پسرم با قیافه ای حق به جانب گفت:مامان میشه من نرم مدرسه؟می خوام نمکی بشم ..خوب جامعه به نمکی هم احتیاج داره!!!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 75419


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها