X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
بانوی شرقی
  
 
 
آرشیو
 
جمعه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1384
حالا فهمیدم چی بنویسم!
تصمیم گرفتم در مورد موضوعی بنویسم که فکرمو مشغول کرده ...منتها جریانش یه کمی طولانیه...اما قول دادم بنویسم (البته به خودم!)
جریان بر می گرده به روزی که ما در تعطیلات بودیم همگی رفته بودیم شمال و کلی داشت بهمون خوش می گذشت که به تلفن همراهمون زنگ زدن ...پشت خط با مادرم کار داشتند وتا این جای ماجرا هیچی برامون عجیب و غریب نبود اما وقتی رنگ مادرم شد مثل گچ دیوار و تا خورد روی صندلی کنار دستش همه ساکت شدیم و زل زدیم به مادرم که لبش رو به دندون گرفت و اشک چشما شو پر کرد....

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 75425


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها